عضو شويد
عضويت سريع
|
حفظ حرمتها ارزش است حرمت طبیعت را بدانیم. |


بقیه در ادامه مطلب...
در این انیمیشن کوتاه خلاصه نابودی محیط زیست نشان داده شده است.
نیاز به توضیح نیست همه چیزدر فیلم واضح می باشد !
لرزش ناگهانی پوستههای جامد زمین، زلزله یا زمین لرزه نامیده میشود.
دلیل اصلی وقوع زلزله را میتوان افزایش فشار بیش از حد سنگها و طبقات درونی زمین دانست. اما موضوع فراتر از اينهاست:
این فشار در حدي است که سنگ گسسته میشود و دو قطعه سنگ در امتداد سطح شکستگی نسبت به یکدیگر حرکت میکنند. به سطحشکستگیکه توأم با جابجایی است، گسل گفته میشود.
چرا زلزله بوجود میآید؟
به درستی مشخص نیست که چرا زلزله بوجود میآید، اما همانطور که قبلا اشاره شد تجمع انرژی در درون زمین از یک طرف و افزایش نیروی زیاد در درون زمین و عدم تحمل طبقات زمین برای نگهداری این انرژی از طرف دیگر موجب شکسته شدن زمین در بعضی نقاط آن شده و انرژی از محل آن آزاد می شود.
بطور کلی پس از اینکه در داخل زمین زلزلهای به وجود آمد و انرژی زمین آزاد شد، این انرژی آزاد شده به صورت امواج ارتعاشی در کلیه جهات منتشر شده و انرژی زلزله را با خود منتقل می كنند.

برای خواندن مطلب به ادامه متن مراجعه فرمایید
شرکت پارس اتیلن کیش در نظر دارد جهت حمایت از دانشجویان و گسترش علم در سطح کشور، پایگاه اطلاعاتی جامعی از مقالات مفید در رابطه با رشته های مکانیک، شیمی ، پلیمر، عمران ، کشاورزی، صنایع و ... را گردآوری نموده و به صورت رایگان دراختیار همگان قرار دهد.
از این رو کلیه دانشجویانی که تمایل به همکاری در این زمینه دارند می توانند با ارسال مقالات خود، به صورت پاره وقت با این شرکت همکاری داشته و علاوه بر این در مسابقه برگزیده ترین مقالات پارس اتیلن کیش شرکت نموده و برنده هدایایی نیز گردند.
البته شایان به ذکر است که مقالات بایستی متفاوت با مقالات سایت شرکت پارس اتیلن ، www.parsethylene-kish.com (در قسمت اطلاعات فنی سایت می توانید لیست مقالات موجود در سایت را مشاهده نمائید) بوده و درضمن نبایستی از سایت های دیگر کاملا کپی برداری شده باشد.
متن کامل را از اینجا مطالعه نمائید.
www.parsethylene.com
نور لامپ کممصرف و سلامت پوست
هرچند لامپهای فلورسنت برق کمتری مصرف میکنند اما به دلیل وجود پرتوهای ماورای بنفش برای پوست مناسب نیستند. بررسیهای انجام شده نشان داده است که میزان تابش پرتوهای اشعه ماورای بنفش از یک لامپ معمولی فلوروسنت بیش از ۲۸۰۰ نانومتر بوده که این مقدار از اشعه تابیده شده میتواند تغییرات پاتولوژیک در سلولهای پوست ایجاد کند...
برای مشاهده کامل به ادامه مطلب مراجعه فرمایید
هرکس شهید حق شد، همراه با حسین است
آری مسیر عشق از، عبـــاس تـــا حسین است
در کربـــــلای این عصــــر، سوگنــــد بر ابوالفضل
«لبیک یا خامنـــــــه ای لبیک یا حسین است»
روزگاری مرید ومرشدی خردمند در سفر بودند. در یکی از سفر هایشان در بیابانی گم شدند وتا آمدند راهی پیدا کنند شب فرا رسید. نا گهان از دور نوری دیدند وبا شتاب سمت آن رفتند. دیدند زنی در چادر محقری با چند فرزند خود زندگی می کند.آن ها آن شب را مهمان او شدند. واو نیز از شیر تنها بزی که داشت به آن ها داد تا گرسنگی راه بدر کنند.
روز بعد مرید و مرشد از زن تشکر کردند و به راه خود ادامه دادند. در مسیر، مرید همواره در فکرآن زن بود و این که چگونه فقط با یک بز زندگی می گذرانند و ای کاش قادر بودند به آن زن کمک می کردند،تا این که به مرشد خود قضیه را گفت.مرشد فرزانه پس از اندکی تامل پاسخ داد:اگر واقعا می خواهی به آن ها کمک کنی برگرد و بزشان را بکش!.
مرید ابتدا بسیار متعجب شد ولی از آن جا که به مرشد خود ایمان داشت چیزی نگفت وبرگشت و شبانه بز را در تاریکی کشت واز آن جا دور شد....
سال های سال گذشت و مرید همواره در این فکر بود که بر سر آن زن و بجه هایش چه آمد.
روزی از روزها مرید ومرشد قصه ما وارد شهری زیبا شدند که از نظر تجاری نگین آن منطقه بود.سراغ تاجر بزرگ شهر را گرفتند و مردم آن ها را به قصری در داخل شهر راهنمایی کردند.صاحب قصر زنی بود با لباس های بسیار مجلل و خدم و حشم فراوان که طبق عادتش به گرمی از مسافرین استقبال و پذیرایی کرد، و دستور داد به آن ها لباس جدید داده و اسباب راحتی و استراحت فراهم کنند. پس از استرا حت آن ها نزد زن رفتند تا از رازهای موفقیت وی جویا شوند. زن نیز چون آن ها را مرید و مرشدی فرزانه یافت، پذیرفت و شرح حال خود این گونه بیان نمود:
سال های بسیار پیش من شوهرم را از دست دادم و با چند فرزندم و تنها بزی که داشتیم زندگی سپری می کردیم. یک روز صبح دیدیم که بزمان مرده و دیگر هیچ نداریم. ابتدا بسیار اندوهگین شدیم ولی پس از مدتی مجبور شدیم برای گذران زندگی با فرزندانم هر کدام به کاری روی آوریم.ابتدا بسیار سخت بود ولی کم کم هر کدام از فرزندانم موفقیت هایی در کارشان کسب کردند.فرزند بزرگ ترم زمین زراعی مستعدی در آن نزدیکی یافت. فرزند دیگرم معدنی از فلزات گرانبها پیدا کرد ودیگری با قبایل اطراف شروع به داد و ستد نمود. پس از مدتی با آن ثروت شهری را بنا نهادیم و حال در کنار هم زندگی می کنیم.
مرید که پی به راز مسئله برده بود از خوشحالی اشک در چشمانش حلقه زده بود....
نتیجه:
هر یک از ما بزی داریم که اکتفا به آن مانع رشدمان است،و باید برای رسیدن به موفقیت و موقعیت بهتر آن را فدا کنیم.
. . .
هیچ چیز غیر ممکن نیست!